برگرد
تنگ است دلم برگرد در خانه ی خاموشم
می ترسم از این کابوس کردی تو فراموشم
همصحبت پاییزم هم خانه ی پاییزم
برگرد و ببر من را تا اوج شکوفایی
فانوس خیالم را آ ویخته ام بر سر
به دنبال تو می گردم در خاطره ها یک سر
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 16:38 توسط مژگان جون
|
سلام اسم من مژگان و 20سالمه ! از 10 سالگی شعر مینوشتم تا الانم تقریبا شعرام پخش شدن راستش به پیشنهاد یکی از بهترین دوستام یار و یاورم ساحل جون که وبلاگشو براتون گذاشتم تصمیم گرفتم وبلاگ درست کنم و دل نوشته هامو توش بذارم تا شما عزیزان دل بخونید و نظراتونو بدین .اگه مشکلی وجود داشت اصلاحشون می کنم .