کمک می خواهم
مانده ام درشب این جاده, کمک می خواهم
کوله از شانه ام افتاده ,کمک می خواهم
روزگاریست که آنسوی دعایم خالیست
محض روی گل سجاده ,کمک می خواهم
مانده ام با خود و این عشق زمینی
که خدا به من سر به هوا داده ,کمک می خواهم
رد پای مرا از نفس خاک بگیر
یک قدم مانده به فریاد ,کمک می خواهم
عاشقی معترضم جرم بزرگیست ولی
اتفاقیست که افتاده, کمک می خواهم
+ نوشته شده در جمعه دهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 17:35 توسط مژگان جون
|
سلام اسم من مژگان و 20سالمه ! از 10 سالگی شعر مینوشتم تا الانم تقریبا شعرام پخش شدن راستش به پیشنهاد یکی از بهترین دوستام یار و یاورم ساحل جون که وبلاگشو براتون گذاشتم تصمیم گرفتم وبلاگ درست کنم و دل نوشته هامو توش بذارم تا شما عزیزان دل بخونید و نظراتونو بدین .اگه مشکلی وجود داشت اصلاحشون می کنم .